نبضشناسي حتي از پيشابشناسي قديميتر و جهانيتر است. پزشكان مصر باستان تا حدودي از نبض اطلاع داشتند: در پاپيروسهاي اسميت و ابرس كه به سدههاي هفدهم و شانزدهم، مربوط است ولي معرف معلومات قديميتري است (سلطنت قديم يا عصر اهرام، يعني سدههاي سي تا بيست و ششم)، اشارههايي بهنبض وجود دارد. البته موٴلف پاپيروس اسميت تنها از وجود نبض اطلاع نداشته، بلكه از اهميت آن كاملاً آگاه بوده است.1 عجيب است كه با وجود آن تجربهٴ طولاني مصريان، نبضشناسي يونانيان كاملاً با آهستگي شكل گرفت.
اشارههايي به نبض در آثار دموكريتوس و بقراط وجود دارد، ولي براي شناختن دقيقتر ارزش آن بايد تا زمان پراكساگراس و هروفيلس صبر كرد. مهمترين رسالهٴ يوناني در اين باب را روفوس نوشت، و او معاصر تراژان بود. آثار جالينوسي فراواني وجود دارد شامل پنج رسالهٴ مفصل و سه رسالهٴ كوچكتر،2 كه قسمت اعظم آن پيش از پايان سدهٴ نهم، در دسترس بود. از اين گذشته، تئوفيلوس پروتوسپاتاريوس در نيمهٴ اول سدهٴ هفتم، معلومات يوناني را در اينباره جمعبندي كرده بود، و گزارش تئوفيلوس بهزودي بهلاتيني و عبري ترجمه شد.
بدينسان، نبضشناسي يوناني كاملتر از آنچه ميتوان انتظار داشت به خوانندگان عربي، لاتيني و عبري انتقال يافت. از اينرو ممكن است بتوان علت كميابي آثار اصيل را در اين زبانها توضيح داد. بيشك هر رسالهٴ عمومي مربوط به طب از نبض گفتگو ميكرد، ولي رسالههاي اختصاصي انگشتشماري را در اين باره سراغ دارم. بهتنها رسالهٴ عربي در باب نبض كه برخوردهام مربوط به پيش از عصر مورد بحث ماست؛ اين رساله از ابوسهل مسيحي معلم ابنسيناست كه در پايان سدهٴ دهم، درگذشت. اثر لاتيني بسيار رايج رسالهٴ منظوم ژيل كوربي بود.
پزشكان هندي و چيني توجه زيادي به نبض معطوف ميداشتند. تحليل مفصّلي از نبض در
1. James Henry Breasted "The Edwin Smith surgical papyrus", Chicago
University Press, 2 vols, 1930; Isis, 15, pp. 355-376 .
2. رسالههاي زير در چاپ
Kuhn وجود دارد:
(1)Galeni de pulsuum usu liber, vol. 5, pp. 149-180, 1823;
(2) De pulsibus libellus ad tirones, vol. 8, pp. 453-492, 1824;
(3) De Pulsuum differentiis libri IV, vol. 8, pp. 493- 765; (4) De
dignoscendis pulsibus libri IV, vol. 8, pp. 766-961; (5) De
causis pulsuum libri IV vol. 9, pp. 1-204, 1825; (6) De
praesagitione ex pulsibus libri IV, vol. 9, pp. 205-430; (7)
Synopsis librorum suorum de pulsibus, vol. 9, pp. 431-594; (8)
Dpulsibus ad Antonium studiosum ac philosophum, vol.19 , pp. 629
همهٴ اين آثار جز آخري در ستهٴ عشر جالينوس كه حنين بن اسحاق تدوين كرده است وجود دارد. چاپ G. Bergstraesser (لايپزيگ 1925)، يا تحليل M. Meyerhof از آن (ايسيس، ج 8، ص 685 ـ 724)، ذيل شمارههاي 41، 5، 16 (براي رسالهها) و 66.